آخر شد آن چیزی که باید نمی شد

نمایشگاه ۲۱ به خوبی و خوشی شروع شد. اما نمیدانم چرا در هر کار جدیدی که ما شروع می کنیم  باید این سنت مقدس و حسنه آزمون و خطا را تکرار کنیم. منطورم قضیه نصب دستگاههای کارت خوان برای خرید  کتاب است که ساعتی کار می کند و ساعتی دیگر به جز حال گیری کار دیگری ندارد و  زمین و زمان  را از هر چی مدرنیسم و دنیای الکترونیک و عصر دیجیتال و ... هست زده می کند
در عصری که مردم دنیا به راحتی می توانند هزاران هزار واحد پولی خودشان را از این ور دنیا به اون ور دنیا ارسال کنند چرا ما باید در نمایشگاه کتاب مان که مال به اصطلاح آدم فهمیده های مملکت هست از جیب مان اسکناس های تا خورده و گاها آغشته در عرق مان را درآورده و با مالیدن تف مان به سر انگشتمان آنها را شمرده و به فروشنده تحویل دهیم؟
راستی این بانک های ما چیکار می کنند؟
با این تبلیغاتشان که گوش عالم و آدم را کر کرده است  که ای مردم  شما می توانید موجودی خودتان را از طریق تلفنبانک بگیرید. (یعنی هنوز ما در مرجله موجودی گرفتن از تلفن بانک ها هستیم) تازه تلفنبانک هایی که اکثر اوقات بدرستی کار نمی کنند.
اونوفت شما انتظار دارید یک بانکی دو روزه ۲۰۰۰ دستگاه کارت خوان در نمایشگاه نصب کند و همه آنها درست کار کنند؟ تازه بعدا معلوم می شود که  بدون اینکه بررسی کرده باشند که آیا خط تلفن درست و حسابی در محل موجود هست یا نه و  یا خظ پرسرعت اینترنت موجود هست یا نه؟ اقدام به این کار کرده است.
خدا آخر عاقبت همه مان را بخیر کند.

/ 1 نظر / 20 بازدید
علیرضا

سلام خوبی. امیدوارم خوب و خوش باشی دیروز اومدم دنبالت نبودی لطفا اگه تونستی با من تماس بگیر